من این بچه رو خیلی دوستش دارم
ولی حس میکنم خیلی از خودم ناامیدش کردم
بچه هم منو خیلی دوست داشت و شاید هنوزم داره ولی دیگه بهم اعتماد نداره و قطعا ازم دلگیر و ناامید و ناراحت شده
بچه تر ک بود و بودم احساسش خیلی متفاوت بود
درسته منم یکم یه وقتایی عصبانی شدم
ولی بعد دیدم بیشتر نگرانی و میل ب کنترل گری بودع تا عصبانیت خالص
بهرحال همیشه تحسینش میکنم
خیلی قوی و قهرمانه
برای حد و مرزهاش و حق و حقوقش و سلامت روانش میجنگه
با اینکه دنیا و بی رحمیا و بی عدالتیاش رو خیلی زودتر از من درک کرده ولی فوق العاده ست
مدیریتش رو مسائل و زندگیش تحسین برانگیزه
اعتراف میکنم ک از خیلی نظرا بهش غلطه میخورم و منم ک باید ازش یاد بگیرم
شاید یک جاهایی حتی سوگیری اشتباه از من بوده
بهرحال امیدوارم بدونه خیلی دوستش دارم، اشتباهاتمو ببخشه و بذاره پای دلسوزی و نگرانیام و اونم منو دوست داشته باشه و درکم کنه
هرچند کار راحتی نیست
ولی امیدوارم گذر زمان خیلی چیزا رو عوض و درست کنه و همونجوری که باید بشه.
دوست دارم بچه
خوشحالم که دارمت♥️
مرسی که هستی و چنین خوب هم هستی
برچسب:
نویسنده: نگار نوروزی